جمعه 9 دی‌ماه سال 1384
دلم برایش تنگ است

  دلم برایش تنگ است ...

  دلم برای کسی تنگ است که ‍‍؛

  آفتاب ِ صداقت را به میهمانی ِ گلهای باغ می آورد وگیسوان بلندش را به

  بادها میداد ودستهای سپیدش رابه آب می بخشید ...

  دلم برای کسی تنگ است که ؛

  همچو کودک ِ معصومی دلش برای دلم می سوخت و مهربانی را نثارمن

  میکــــرد ...

  دلم برای کسی تنگ است که ؛

  تا شمال ترین ِشمال ودر جنوب ترین جنوب ، همیشه .. در همه جا ... با من

  بود .....

  کسی که بود با من و بی من ماند ...

  کسی که .... آه ...

  دگر کافیست ...


عناوین آخرین یادداشت ها

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید

نام کاربری